العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

41

شرح كشف المراد ( فارسى )

باب صفات ثبوتيه و سلبيه محول مىكنيم : 1 - حقيقتى كه در مقام اثبات او هستيم و نامش را واجب الوجود لذاته مىگذاريم بايد داراى جميع كمالات هستى به نحو اتم و اكمل باشد زيرا هستىبخش جميع ما سوا و كمال‌بخش به ديگران او است پس خود او بايد اين كمالات را در حدّ اعلا دارا باشد و گرنه بقول حكماء : فاقد شيء معطى شيء نخواهد بود . و بقول شاعر : ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستىبخش خشك ابرى كه بود ز آب تهى * نايد از وى صفت آبدهى 2 - ما معتقديم كه وجود واجب الوجود و كمالات او عين ذات اوست و از خود ذات مىجوشد و نشأت مىگيرد و گرنه اگر زائد بر ذات بوده و از غير كسب كمال كند او واجب الوجود نخواهد بود . 3 - نيستى سابق و لاحق هر دو بر واجب الوجود لذاته محال است يعنى او نه آغازى دارد و نه انجامى بلكه آغاز و انجام همهء موجودات است و از بىنهايت تا بىنهايت باقى و ثابت و سرمدى است . 4 - واجب الوجود لذاته بسيط من جميع الجهات است و تركيب به همهء اقسامش در آنجا راه ندارد . 5 - واجب الوجود لذاته يكتاى بىهمتا است و شريك و مثل و مانندى براى او متصور نيست . و امّا اصل هفتم : خصائص ممكن الوجود لذاته : دقت در معناى اين كلمه بسيارى از ويژگيهاى آن را روشن مىسازد و ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم :